ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

35

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

بيان سرگذشت اختلافات هر دسته و گروهى فارغ شديم ، ان شاء الله چنين خواهيم كرد . [ خلاصهء مباحث پيشين : ] جامعه اسلامى پس از كشته شدن عثمان به چهار دسته تقسيم شدند : [ 1 . ] فرقهء « علويّه » كه اصحاب و پيروان على ( ع ) بودند . [ 2 . ] فرقهء « حليسيّه » كه مىگفتند : « به روزگار فتنه مانند يكى از پلاس‌هاى نمدى خانه‌ات باش . » [ 3 . ] فرقهء « معتزله » كه اظهار مىداشتند : « تا نفهميم چه كسى بر حق است و چه كسى بر باطل ، پيوسته از جنگ كناره مىگيريم . » [ 4 . ] فرقهء « عثمانيّه » كه پيروان طلحه ، زبير ، معاويه و عايشه بودند . 22 . پس از اين واقعه ، على ( ع ) به جنگ طلحه و زبير شتافت و حادثهء « جمل » كه از آن ياد شد اتفاق افتاد . طلحه در همين جنگ كشته شد . نقل شده كسى كه او را از پاى درآورد ، مروان بن حكم بود كه با تيرى او را هدف گرفت و آن تير به قلبش نشست . اما زبير پس از آنكه از جنگ پشيمان شد و از آن منصرف گشت ، در درهء « سباع » كشته شد . گروهى روايت كرده‌اند كه او از سفر [ به بصره و جنگ با على ( ع ) ] اظهار توبه كرده بود . به‌هرحال ، او را مردى از اصحاب احنف بن قيس تميمى كه به او عمرو بن جرموز مىگفتند ، از پاى درآورد . همچنين خبرها حاكى از آن است كه تيرى به سر عايشه اصابت كرد و آن را مجروح نمود . 23 . مردم بصره [ با پايان يافتن جنگ جمل ] حكومت على ( ع ) را پذيرفتند و به پيروى از او گردن نهادند . چون به معاويه - كه در شام بود - خبر رسيد كه مردم در امر امامت با يكديگر به اختلاف و نزاع برخاسته و خون‌ها ريخته‌اند و از طرفى طلحه ، زبير و عايشه خونخواه عثمان شده‌اند ، وى نيز در ميان مردم اهل شام سر برداشته و گفت : « من به خونخواهى عثمان سزاوارترم ، زيرا او پسر عموى من است و من يكى از ياران و كارگزاران او هستم . » مردم شام به